داستان زندگی زناشویی

داستان زندگی زناشویی رابطه زناشویی زندگی زناشویی زندگی مشترک مهارت های زندگی

داستان زندگی زناشویی

داستان زندگی زناشویی

داستان به نقل از دکتر علی صاحبی

کبوتر

 

کبوتری شروع به ساختن لانه کرد. خیلی با دقت و با خرج کردن هزینه زیاد آن لانه را ساخت، روز افتتاح لانه، جشن مفصل و پرهزینه ای کرد.

چند روز اول خوب بود، اما به تدریج احساس کرد که یک بوی بسیار بد و غیر قابل تحملی لانه را فراگفته است.

چاره ای نداشت جز آنکه آن لانه را رها کند و مجدداً شروع به ساختن یک لانه دیگر از اول بکند.

این کار را کرد. اما مجدداً پس از چند روز دید که لانه اش پر از بوهای بد و غیر قابل تحمل شده است.

بنابراین باز لانه را ترک کرد و شروع به ساختن لانه ای دیگر کرد و این کار را چندین بار تکرار کرد تا مجبور شد

برای مشاوره و کمک پیش لاک پشت دانا برود.

لاکپشت دانا گفت:

دلیلش آن است که تو بجای آنکه در بیرون از لانه ادرار کنی، در خانه خودت ادرار میکنی،

بنابراین لانه ات، پس از مدتی بوی بد میگیرد و مجبور به ترک لانه میشوی،

بجای ترک لانه این رفتار ناپسندت را عوض کن

مثال:
دیشب یک آقایی به من زنگ زد و گفت:

من وکیل هستم و دو بچه دارم و همه چیزم تکمیل استو میخواهم یک زن دوم بگیرم که بیوه است.

من گفتم: حتما زن خودت زیباتر هست و فقط با او مشکل ارتباطی داری.

گفت: بله. در اینجا  اگر لاکپشت دانا بود به این مرد می گفت:

بجای اینکه دائماً بخواهی لانه ات را عوض کنی،بهتر است که در لانه فعلی خودت ادرار نکنی و رفتارت را تغییر دهی.

 

داستان زندگی زناشویی دوم :

زن و ببر

روزی زنی به دیدن جادوگری رفت و گفت: چکار می توانم بکنم که شوهرم را درستش کنم.

جادوگر گفت: باید جادو بکنم که برای اینکار به یک نخ سبیل ببر نیاز دارم.

زن به ناچار به بالای کوه رفت و در کمین نشست و دید که یک ببر بزرگی در یک غار زندگی می کند.

از بالای تخته سنگ مقداری گوشت برای او ریخت، ببر آن را خورد،

فردا زن مجدداً برای او گوشت آورد و برای او ریخت  و همینطور زن این کار را برای چند ماه ادامه داد

تا اینکه توانست در کنار ببر بنشیند و نوازشش کند و به او غذا بدهد و بالاخره در روز موعود، زن یک نخ سیبل ببر را کند

و به سلامت برای جادوگر برد. جادوگر با تعجب گفت: تو به جادو احتیاج نداری، همین کارها را که برای رام کردن ببر کردی،

برو برای شوهرت انجام بده که رام می شود

مثال

مرد خانه را به اسم زن کرده بود و اکنون که رابطه آنها خراب شده بود هر روز دعوا داشتند که خانه را برگردان و زن به بهانه های مختلف برنمی گرداند.

من تلفنی به زن گفتم:

قبلاً طوری رفتار می کردی که خانه را به اسمت کرد،

اگر ادامه میدادی، ماشینش را هم به اسمت می کرد.

اما از وقتی که رفتارت عوض شد، همان خانه را هم می خواهد ازت بردارد.

البته این عوض شدن رفتارت به مرور و کم کم اتفاق افتاد، به طوری که خودت هم متوجه نشدی.

پس مثل قبل رفتار کن، تا شوهرت دست از سر خانه بردارد.

من به تجربه عرض میکنم که آقایان در برابر همسرشان خیلی سریع نرم می شوند و همه چیز را به اسم او می کنند،

به شرطی که در رفتار خانم ثبات احترام و تایید و اطمینان را ببینند.



جهت مشاوره و شرکت در دورهها و کلاسهای آنلاین به کانال تلگرام ما به پیوندید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEGGU5wt3RhX_47fnA

 

جهت هرگونه سوال از مشاورین و مشاوره آنلاین همراز سلام لینک پرسش و پاسخ کلیک کنید

http://hamrazsalam.com/questions/

دیدگاه ها بسته شده