داستان عاشقانه

داستان عاشقانه

داستان عاشقانه

داستان عاشقانه

عارف

✍️از عارفی پرسیدم که تو چگونه با همسر سطحی نگر و کم بینش خود که مدام
غر می زند و با تو در خواسته ها و آرزوها و اهداف متفاوت است، کنار می آیی؟

?پاسخ داد: من مدام قرآن می خوانم و مثنوی مولوی و او که در این وادی نیست به من می گوید دیوانه هستم و من ناراحت نمی شوم و مقابله نمی کنم، زیرا خداوند سبحان افراد را با درجات متفاوتی از معرفت آفریده و من نمی توانم ادعا کنم که از او بهترم. از این رو به دنیای او و سطح فکر او احترام می گذارم و تلاش نمی کنم که او مثل من شود و افکار من را داشته باشد. اگر بخواهم اینکار بکنم و مدام او را اصلاح کنم و تذکر بدهم، زندگی بر او و من زهر می شود.

از آنجایی که بندگان خدا متفاوتند و متفاوت آفریده شده اند و هر کسی در یک سطح از بینش است، بنابراین من به او و خلقتش احترام می گذارم و خودم را از او بزرگتر و بهتر و برتر نیز نمی دانم، به همین دلیل است که با وجود تمام غر زدن هایش من را دوست می دارد و با من ادامه می دهد و شادابیش حفظ شده است

شما هم می توانید چنانچه مطالب و یا داستانهای عاشقانه از خود یا دیگران دارید برای ما بفرستید تا با نام خودتان در همراز سلام درگردد.

جهت مشاوره و شرکت در دورهها و کلاسهای آنلاین به کانال تلگرام ما به پیوندید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEGGU5wt3RhX_47fnA

دیدگاه ها بسته شده