دعوای زناشویی

?نام خاطره: عیادت

✍️تازه از عیادت بیمارستانی یه زن مریض بدحال بر می گردم. یکی می گفت کارش تمامه، چی وا نمیکنه. خیلی ضعیف شده بود، غذا نمی خورد. برای برگشتن به خانه خیلی عجله داشتم، می خواستم سریع تر برگردم خانه و به فرزندان و خانمم محبت کنم و مهربان تر باشم.حس می کردم که براشون کم گذاشتم و کوتاهی کردم. با دیگران هم مودب تر و متواضعانه تر برخورد کنم. کارم را از تشکر عمیق و صمیمانه و متواضعانه از نگهبان دم در بیمارستان_موقع خداحافظی_شروع کردم. در عین حال که احساس آرامش و طمئنینه داشتم و به هم نریخته بودم.

?اگر دید اخروی در انسان بیدار شود، دعوای زناشویی معنی ندارد، همه چیز حل است، همه چیز روی روال است، اصلاً در حالت معنوی و شناختی واقعی اخروی، دعوا کردن با همسر با تعجب همراه هست، دلت پر می شود از کمک کردن به دیگران.
??هر وقت دیدی به هم ریختی و با دیگری گلاویز شدی، بدان که از دید اخروی خارج شدی و فراموش کردی که چگونه دو نفری شدیم و بیمار را با زحمت و اکراه کمی روی تخت بالا کشیدیم تا سرش کمی بالاتر قرار بگیرد

دیدگاه ها بسته شده