چرا بعضی از مردها زیاد و سریع قهر می کنند و حرف نمی زنند

قهردررابطه زناشویی قهرکردن قهر کردن همسر زودقهر می کند روانشناسی قهر مردان قهر در اسلام با قهرشوهرم چه کنم

قهردررابطه زناشویی

قهردررابطه زناشویی

چرا بعضی از مردها زیاد و سریع قهر می کنند و حرف نمی زنند؟

پاسخ های احتمالی متنوع و متفاوتی می توان داد،

اما یه سبک دعوای رایج که به قهر مرد و کم صحبتی او می انجامه، اینه:

قبل از پاسخ دادن به سئوال، اولین چیزی که به ذهنم می رسد این است که:

این مردها زورشان به خانمشان نمی رسد و کاریزمای لازم را در خانه ندارند.

و خانم آنها نیز معمولاً دارای تن صدای بالا، حراف، قدرتمند از لحاظ جسمی و شخصیتی، نترس و تکانشگر هستند

و کلاً نمی توانند یکجا آرام بگیرند. معمولاً هم مثل یک مرد در محیط کاری بیرون می توانند قدرتمندانه عمل کنند و …

در کل این زنها، مردانه تر و مستحکم تر از زن های دیگر عمل می کنند و احتمالاً از پشتوانه مالی و اجتماعی خوبی هم برخوردارند.

 

در مقابل قهردررابطه زناشویی ،شوهران آنها نیز از لحاظ کاریزما، ضعیف تر از مطلوب مورد نیاز زن هستند.

البته هر چند که این مردان، معمولاً از لحاظ اخلاقی متعهد تر از میانگین مردهای دیگر جامعه هستند.

 

با این وجود این مردها از آنجمله مردهایی هستند که:

به احتمال قوی به خانم خود کتک هم میزنند، فحش می دهند و توهین به خانم می کنند.

 

دلیل کتک کاری این آقایان،

در واقع ضعف آنها جلو خانمشان و کلافگی و نتیجه نگرفتن آنها از روش های دیگر است،

نه نشانه قدرت آنها.

 

نکته آخر اینکه به تجربه می توان این خانمها و آقایان را از چهره و ظاهر و اندام و حرکات بدنشان هم شناخت که در مشاوره روانشناسی پیش از ازدواج و زوج درمانی می تواند بسیار کارآمد باشد.

پاسخ سئوال:

این مردها که از روز اول اینطور نبودند، شاید عاشق همسرشان هم بودند. وقتی شوهرت با تو صحبت می کند، تو (یا) با استدلالات پی در پی او را سرکوب می کردی،(یا) تن صدایت بلند بود و مداوم سر موضوعات مختلف بحث می کردی و یک موضوع را بارها به صورت تنش آمیز تکرار می کردی. شوهرت هم پس از مشاجرات و دعواهای کلامی و فیزیکی متعدد، کم کم به این نتیجه رسید که اگر کمتر با تو صحبت کند راحت تر است.

اما این نتیجه گیری فوری به دست نیامد. زیرا بارها امتحان کرد و دوباره خواست رابطه را بهتر کند، اما هر بار به علت ضعف ارتباطی و شخصیتی شوهرت و اینکه تو با کلمات و پاسخ های قدرتمندانه و پی در پی و مداوم تلاش مرد را برای بهبود رابطه خراب کردی…همین طور این روند ادامه یافت تا اینکه مرد روز به روز به این نتیجه رسید که اصلا تعامل نداشته باشد، راحت تر است.

البته باز هم گاه گاهی امتحان می کند و خواهد کرد، اما تا شروع می کند و اولین نشانه های تنش را در کلام تو می بیند یا حدس می زند، بحث را قطع می کند و خارج می شود و به اون اتاق می رود و قهر می کند.

 

نشون به اون نشون که اگر یک روز با شما بخواهد صمیمی شود.

تو با خود می گویی، مثل اینکه شوهرم بهتر شد

و فوراً می خواهی بحثی را شروع کنی و مشکلی را حل کنی،

اما شوهر با تجربه شما هم، با دیدن اولین نشانه های تنش در کلام و صورت شما، خود را کنار می کشد

و یا با توهین و فحش بحث را قطع می کند

و مجدداً ناامید تر از قبل به گوشه تنهایی خویش می خزد.

 

✅راه حل اینه:

اگر علائمی از صحبت کردن در شوهرت دیدی،

تو باید بحث را به آرامی ادامه دهی و فریب دوست شدن او را نخوری

که بخواهی غر زدنت را و استدلالات منطقیت را(به زعم خود) و یک بحث جدید را شروع کنی،

سعی کن بیشتر و بیشتر و بیشتر شنونده خوبی باشی

و با تایید کلامی و زبانی و سر تکان دادن تایید آمیز و حمایت، او را تشویق به ادامه صحبت کنی،

بحث های جدی را شروع نکنی و بیشتر موضوعات خنثی و موضوعات مورد علاقه و بدون تنش طرفین را صحبت کنی….

این روند را هفته ها ادامه بده تا بفهمد که دوست شدن و ادامه دادن رابطه و صحبت کردن با تو لذت بیشتری از کناره گیری دارد.

راهنمای مهم دیگر من قهردررابطه زناشویی:

اینکه به قوانین جاری کشور احترام بگذاری(حداقل تا آنجا که می توانی)،

مثلاً اگر مرد پولش را بیخود خرج خانواده اش می کند،

یا معامله ضعیفی می کند و یا خرج های خاصی می کند

و یا خرج های خاصی برای خانه نمی کند که تو از این رفتار راضی نیستی،

و تنش های شما با شوهرت مقداریش بر سر این موضوعات نیز هست،

اول به کتاب های قانون رجوع کن و ببین آیا اصلاً تو اجازه داری در این موارد داد و فریاد راه بیاندازی یا خیر؟

آیا این موارد تصمیم گیری جزء اختیارات نهایی مرد هست یا خیر؟ و اگر پاسخ بلی بود، مواظب باش که تو کاسه داغ تر از آش نشوی که بخواهی برای نجات پول شوهرت(که فرع است) به اصل(که شوهرت است) حمله کنی. که حکایت تو حکایت داستان سلطان محمود و ایاز و گوهر درخشان خواهد بود که در داستان مولوی هست، که ندیمان شاه، بخاطر گوهر که فرع است، اصل را که شاه است را نادیده می گرفتند

مطالب مرتبط

دیدگاه ها بسته شده