تقریبا هفت ساله ازدواج کردم با پسرخالم اولاش اخلاقش عالی بود بعد سغلشو پولشو ازدس داد

0
0

تقریبا هفت ساله ازدواج کردم با پسرخالم اولاش اخلاقش عالی بود بعد سغلشو پولشو ازدس داد کلا فرق کرد ما دو دختر داریم یکی پنج ساله یکیسم شش روزشه خیلی بیتوحه سده بهم اگه برادراش بگن بمیر میمیره پولاشو زیادشو خرح اونا میکنه من بگم میگه ندارم منم هیچی نمیگم اصلا حرف نمیزنم نزدم که اینجوری شده الان شش روزه سزارین کردم تو بیمارستان هم بابام برد چون رفته بود تهران شوهرم نبود بابام مرخصم کرد تو این شش روز دوبار اومده دیدنم یه بسته شیرینی اورده واسلام انگار نه انگار من چیکار کنم فقط دوس داره مسعولبتشو سر این و اون بندازه خودش کاری نکنه

0
0

باسلام و وقت بخیر حضور همه همرازی های گروه و تشکر از دوست خوبمون بخاطر طرح مشکلشون….
بنظر میرسه خانواده شما دریک بحران به دوقسمت تقسیم شده…یک طرف شما و فرزندانتون و انتظارات محقانه شماست و طرف دیگه همسرتون که شکست مالی و بیکاری رو تجربه میکنند با رفتارهای قابل پیش بینیشون…. اما آنچه مورد غفلت قرار گرفته حل این بحران و مسئله است.
از مردی که پایگاه مالی و شغلی خودش رو از دست داده چه انتظاری داریم؟ لابد اینکه با درایت و تلاش خانواده خودش رو ازاین طوفان بسلامت عبور بده و اخم به ابرو نیاره و تاجبران کامل همه تعویق ها و شکست ها به کوشش خودش ادامه بده….. از همسر این مرد چه انتظاری داریم؟ شاید اینکه با صبرو حوصله کنار همسر آزرده خاطرش حاضرباشه و او رو دلداری بده و اجازه نده بوی این بحران به مشام دیگران بخصوص فرزندان برسه….حالا چرا درمورد زندگی شما این اتفاق نیفتاده؟ احتمالا به این دلیل که شما دونفر نتونستید نقش خودتون رو بخوبی ایفا کنید…. شاید شما آزرده از تحمل بارداری و مشکلات پس از زایمان و متوقع بخاطر دریافت محبت و توجه بیشتر و..‌. نتونستین در بحران فعلی همسرتون ایشون رو حمایت عاطفی و… کنید و همسرتون رنجیده از تجربه تلخ شکست و نگرانی آینده دوفرزند و… نتونستن راه مناسب برای حل این معضل رو پیداکنن درنتیجه هردو باتمام سرعت ولی درجهت مخالف همدیگه حرکت کردین و هرروز بیشتر وبیشتر ازهم دور شدین…حالا جای شماروآشنا و دوست و برادر و… گرفته اند ….
میتونم درک کنم که تولد فرزند دوم برای شما دراین شرایط چه تبعاتی ممکنه داشته باشه ولی از وجود فرزندانتون لذت ببرید و براشون شرایطی فراهم کنید که آسیب نبینند از سردی حاکم بر جو منزل و به همسرتون دلگرمی بدین و بفرمایین که کنارشون خواهید بود و کمکشون خواهید کرد تاازاین شرایط نامساعد بیرون بیایید…بخاطر داشته باشید که زندگی سکه ای دوروست و بزودی میتونین روی خوش و بهترش رو هم باز ببینید…. به همسرتون فرصت بدین تا کوتاهی های واقعی رو جبران کنند و سعی کنید تا روابطتون رو ترمیم کنین…. بهشون بگین که شرایط ایشون رو درک میکنید و بدنبال راه حل بگردید بقیه عمرتون فرصت دارین تا بپرسین چرا موقع تولد فرزندتون کنارشما نبودن؟ الان انرژیتون رو صرف ساختن بفرمایید ?
شاد و موفق باشید

نمایش 1 نتیجه
پاسخ شما

لطفا جهت ثبت ابتدا یا ثبت نام کنید