خیانت زنان متاهل به شوهران خود

خیانت زنان متاهل خیانت خیانت زنان انواع خیانت انواع خیانت زناشویی خیانت مرد خیانت به همسر راههای کشف خیانت مردان خیانت های جنسی

خیانت زنان متاهل

خیانت زنان متاهل

چرا زنان شوهردار در هوس ترمز می برند  ؟!

نگارش تهمينه ميلاني در مورد خيانت زنان متاهل

 

صرف نظر از انگیزه اصلی اینکه چرا زنان متاهل خیانت می‌کنند،
نفس این امر در میان متولدین دهه شصت و هفتاد به شدت روبه گسترش است.

موضوع نگران کننده خیانت زنان متاهل برای من این است
که این مهلکه افرادی را به درون خود می‌کشاند

که نه می‌خواستند و نه حتی تصورش را می‌کردند

که وارد رابطه‌ای دیگر شوند !!

اما به خودشان که آمدند دیدند خیانت دارد اتفاق می‌افتد.

۱️⃣زن سی و سه ساله‌ای که با پسر خواهر شوهرش وارد رابطه جنسی شده. پسر جوانی که پانزده سال بااو تفاوت سنی دارد، زن هیچ وقت فکرش را نمی‌کرد که شوخی‌ها و تنها شدن‌ها و جای پسرم است و من با فلانی می‌روم خانه، برایش دردسرساز شود.

۲️⃣شخصا اعتقاد دارم انسان همچون سایر حیوانات موجودی غریزی و چندآمیزشی‌ست. اما آنچه او را از سایر حیوانات در این مورد مجزا کرد قوه یادگیری و تعقلِ در جهت سازگاری و بقاست. انسان روزی شروع به یادگیری کرد که شروع به فاصله گرفتن از غرایز کرد.

 

۳️⃣ما در ایران در آموختنی‌ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. رسوم و سبکی از زندگی وارد جامعه ما شد که متناسب با آنچه ما هستیم و بر ما می‌رود نبود.
ما مهارت ارتباط با دیگران را یاد نگرفتیم. حدومرزها را نمی‌شناسیم‌.
محدوده اینکه دختر خاله ما به همسرمان باید چقدر نزدیک بشود را نمی‌دانیم.
محدوده اینکه زنمان با دوست دانشگاهی‌اش که مرد است و قرار است بیرون برود و روی پروژه‌‌شان کار کنند را نمی‌دانیم.

۴️⃣مرزهایش قابل تعریف نیست.
او نباید از زندگی خصوصی تو و همسرت تحت عنوان درددل کردن مطلع شود.
مفهومی به نام «جاست فرند» که ما چندین سال است آن را لق لقه‌ می‌کنیم و یک مفهوم وارداتی‌ست، هیچ کدام از این تعاریفی را شامل نمی‌شود که ما در مناسبت‌هامان آن را به جا می‌آوریم.
جاست فرند شما مشاور شما نیست !!
حد و مرز مشخصی دارد.
ما این مرزها را نمی‌دانیم.
اصلا برایِ ما نیست. با آن بیگانه هستیم.
چون خودآگاهی نداریم گم می‌شویم.

۵️⃣توی گروه تلگرامی یا موبگرامی «انجمن شاعران فلان» آقای فلانی ساعت دو بامداد به شما مسیج می‌دهد که:« بانو، سروده زیبایتان را خواندم،حضور شما در این جمع غنیمت است» شما متوجه می‌شوید دارد اتفاقی در درونتان می‌افتد، ادامه‌اش می‌دهید و کار به جای باریک می رسد.
اینجا جای ترمز است، جایی که دیگری می‌آید و دل و دین و عقل و هوش را به باد می‌دهد.

اینجا باید فاصله بگیرید و به خودتان بگویید:
« رابطه من با همسرم/ پارتنرم یک مرگیش است که باید ترمیم شود».
ما زنگ خطرها را جدی نمی‌گیریم.
یک آن است.

۶️⃣ما بارها در این موقعیت و لحظه قرار گرفته‌ایم. لحظه‌ای که می‌دانیم دارد یک جریانی از انرژی فعال می‌شود. هر آدمی آن، «آن» را و«لحظه» را درک می‌کند.
همه چیز از همان لحظه آغاز می‌شود.
بها دادن یا متوقف کردن آن حس مرموز، دلچسب، هیجان‌انگیز.
ما قدرت عجیبی در انکار این حس و خودفریبی داریم: جدی نیست!
بگذار ببینیم حالا بعدها چه می‌شود!
یک سلام و علیک ساده است.
یک چت کردن عادی‌ست.
ولش کن، حالا بعدا یه کاریش می‌کنم…

۷️⃣اینجا آن نقطه‌ای‌ست که سنجش آن نیاز به مهارت دارد. اینکه زن با خودش بگوید:
اگر شریک عاطفی من هم شاهد ما بود، من باهمین لحن با دوستش، با همکارم، فروشنده مغازه، مدیر فلان گروه تلگرام، فلان دوستم در فیس بوک و… صحبت می‌کردم؟!
آیا اینکه دارم چت‌ها را پاک می‌کنم یک هشدار نیست که رابطه‌ام با شریک عاطفی دارد لنگ می‌زند؟

۸️⃣مرزها را برای سلامت روحی خودتان شناسایی کنید. در محدوده مشخصی با دیگران رفتار کنید.
برای خانه‌تان، لباس پوشیدنتان، مهمانی رفتنتان و … حدومرز بگذارید.
می‌دانم آنقدر از سمت نهادهای بازدارنده، کارشناس بی‌سواد تلویزیون، فلان شخصیت…. این حرف‌ها را شنیده‌ایم که حالمان به هم می‌خورد. آن‌ها این مفهوم را خراب کرده‌اند. مردم را زده کرده‌اند.
آنقدر که ممکن است شما حالتان از نوشته من به هم بخورد. اما لطفا حدومرزها را جدی بگیرید. مرز ما، قلمرو ماست.
باید مراقب قلعه‌مان باشی

دیدگاه ها بسته شده