خانمی هستم 31ساله ازدواج کردم همسرم در دوران مجردی گرایش به سمته مصرف

0
0

خانمی هستم 31ساله ازدواج کردم همسرم در دوران مجردی گرایش به سمته مصرف مواد داشتن ولی تو مدتی که با هم ازدواج کردیم هیچی مصرف نمیکردن تا اینکه باردار شدم و به خاطر کار ایشون از هم دور موندیم متاسفانه روز دوم تولد فرزندمون ایشون دچار توهم شده بودن و من از رفتارشون فهمیدم که شیشه مصرف میکردن تو شرایط خیلی بدی بودم هم تازه زایمان کردن بودن هم اعتیاد همسرم الان 15ماهه گذشته صبوری کردم محبت کردم تلاش کردم با مشاور صحبت کردم یه سری راهنمایی کردن با توجه به شرایط همسرم الان 2ماهه رفتار غیر عادی نداشته و آرومه توهم خیانت نداره من بارها خواستم بره دکتر ولی نمیره بعضی وقتا یه چیزایی میگه میخواستم بدونم چطوری ایشون راضی کنم که برن دکتر و اینکه خودمم از نظر روحی داغونم حافظم کم شده وسایلو جا به جا میزارم تعادل ندارم و بعضی وقتا میرم تو فکر میگم چرا من اینجام یه جور گیجی حس میکنم افسردگی شدید دارم اگه امکان داره راهنماییم کنین

0
0

سلام دوست گرامی
با توجه به سوالتون مسئله شما دو بخش دارد. بخشی مربوط به اعتیاد شوهرتون و بخش دیگر مربوط به مشکلات خودتون، که البته معلول اعتیاد شوهرتون است.
فرض کنید که شوهرتون معتاد است و شما میخواهید کمکش کنید. یک فرد معتاد بیمار است و برای کمک به یک بیمار باید خودتون از نظر شرایط روحی و روانی اروم و سالم باشید، بنابراین قدم اول این است که شما بیشتر به خودتون توجه کنید و سعی کنید اول مسائل مربوط به خودتون رو حل کنید. فراموشی و گیجی و افسردگی که گفتید مطمئنا بر اثر نگرانی و اضطراب بوجود امده است، بنابراین سعی کنید افکار پریشان و منفی بافی ها و نگرانی های افراطی در مورد اینده را کنار بزارید.
به خودگویی های که هر لحظه با خودتون تکرار میکنید دقت کنید و سعی که بجای جملات منفی از خودگویی های مثبت استفاده کنید.
سبک زندگی خودتون رو اصلاح کنید و یک برنامه منظم روزانه داشته باشید.
بجای ماندن در گذشته و نگرانی برای اینده در زمان حال زندگی کنید.
سعی کنید تغییرات کوچکی در زندگتیون ایجاد کنید که حالت یکنواختی نداشته باشد.
به چیزهای که در زندگی دارید توجه کنید و سعی استفاده بهتری از آنها داشته باشید.
اگر افسردگیتون خیلی شدیده حتما به روانشناس مراجعه کنید.
در مورد اعتیاد همسرتون سعی کنید:
در مقابل رفتارهای شوهرتون خشمگین نشوید و ناسزا و فحش ندهید. و عجولانه واکنش نشان ندهید
سعی کنید در فضای مناسب گفتگو کنید و از قبل هدف گفتگو را مشخص کنید
مسئولیت رفتارهایش را تا جای که در توانش هست به خودش بسپارید
قضاوت نکنید و سعی کنید مطمئن شوید که شوهرتون منظور شما را به خوبی درک کرده است
زمانهای که میدانید مصرف داشته اند و نشئه هستند باهاشون گفتگو نکنید .
و……رر

0
0

یسبسیب

0
0

سلام دوست گرامی
با توجه به سوالتون مسئله شما دو بخش دارد. بخشی مربوط به اعتیاد شوهرتون و بخش دیگر مربوط به مشکلات خودتون، که البته معلول اعتیاد شوهرتون است.
فرض کنید که شوهرتون معتاد است و شما میخواهید کمکش کنید. یک فرد معتاد بیمار است و برای کمک به یک بیمار باید خودتون از نظر شرایط روحی و روانی اروم و سالم باشید، بنابراین قدم اول این است که شما بیشتر به خودتون توجه کنید و سعی کنید اول مسائل مربوط به خودتون رو حل کنید. فراموشی و گیجی و افسردگی که گفتید مطمئنا بر اثر نگرانی و اضطراب بوجود امده است، بنابراین سعی کنید افکار پریشان و منفی بافی ها و نگرانی های افراطی در مورد اینده را کنار بزارید.
به خودگویی های که هر لحظه با خودتون تکرار میکنید دقت کنید و سعی که بجای جملات منفی از خودگویی های مثبت استفاده کنید.
سبک زندگی خودتون رو اصلاح کنید و یک برنامه منظم روزانه داشته باشید.
بجای ماندن در گذشته و نگرانی برای اینده در زمان حال زندگی کنید.
سعی کنید تغییرات کوچکی در زندگتیون ایجاد کنید که حالت یکنواختی نداشته باشد.
به چیزهای که در زندگی دارید توجه کنید و سعی استفاده بهتری از آنها داشته باشید.
اگر افسردگیتون خیلی شدیده حتما به روانشناس مراجعه کنید.
در مورد اعتیاد همسرتون سعی کنید:
در مقابل رفتارهای شوهرتون خشمگین نشوید و ناسزا و فحش ندهید. و عجولانه واکنش نشان ندهید
سعی کنید در فضای مناسب گفتگو کنید و از قبل هدف گفتگو را مشخص کنید
مسئولیت رفتارهایش را تا جای که در توانش هست به خودش بسپارید
قضاوت نکنید و سعی کنید مطمئن شوید که شوهرتون منظور شما را به خوبی درک کرده است
زمانهای که میدانید مصرف داشته اند و نشئه هستند باهاشون گفتگو نکنید .
و……

0
0

سلام دوست گرامی
با توجه به سوالتون مسئله شما دو بخش دارد. بخشی مربوط به اعتیاد شوهرتون و بخش دیگر مربوط به مشکلات خودتون، که البته معلول اعتیاد شوهرتون است.
فرض کنید که شوهرتون معتاد است و شما میخواهید کمکش کنید. یک فرد معتاد بیمار است و برای کمک به یک بیمار باید خودتون از نظر شرایط روحی و روانی اروم و سالم باشید، بنابراین قدم اول این است که شما بیشتر به خودتون توجه کنید و سعی کنید اول مسائل مربوط به خودتون رو حل کنید. فراموشی و گیجی و افسردگی که گفتید مطمئنا بر اثر نگرانی و اضطراب بوجود امده است، بنابراین سعی کنید افکار پریشان و منفی بافی ها و نگرانی های افراطی در مورد اینده را کنار بزارید.
به خودگویی های که هر لحظه با خودتون تکرار میکنید دقت کنید و سعی که بجای جملات منفی از خودگویی های مثبت استفاده کنید.
سبک زندگی خودتون رو اصلاح کنید و یک برنامه منظم روزانه داشته باشید.
بجای ماندن در گذشته و نگرانی برای اینده در زمان حال زندگی کنید.
سعی کنید تغییرات کوچکی در زندگتیون ایجاد کنید که حالت یکنواختی نداشته باشد.
به چیزهای که در زندگی دارید توجه کنید و سعی استفاده بهتری از آنها داشته باشید.
اگر افسردگیتون خیلی شدیده حتما به روانشناس مراجعه کنید.
در مورد اعتیاد همسرتون سعی کنید:
در مقابل رفتارهای شوهرتون خشمگین نشوید و ناسزا و فحش ندهید. و عجولانه واکنش نشان ندهید
سعی کنید در فضای مناسب گفتگو کنید و از قبل هدف گفتگو را مشخص کنید
مسئولیت رفتارهایش را تا جای که در توانش هست به خودش بسپارید
قضاوت نکنید و سعی کنید مطمئن شوید که شوهرتون منظور شما را به خوبی درک کرده است
زمانهای که میدانید مصرف داشته اند و نشئه هستند باهاشون گفتگو نکنید .
و……

نمایش 4 نتیجه
پاسخ شما

لطفا جهت ثبت ابتدا یا ثبت نام کنید