خانواده همسرم شهرستاننو همسرم پیش مادربزرگش کرجه.بابای منم اجازه

0
0

خانواده همسرم شهرستاننو همسرم پیش مادربزرگش کرجه.بابای منم اجازه نمیده تو دوران عقد بریم خونشون شهرستان بمونیم.شوهرمم خیلی از این بابت ناراحته و دایم بهم میگه تو هرروز پیش خانوادتی و منو درک نمیکنی نمیدونی چقدر سخته دوری از خانواده ومامان بابات طاقت دوروز دوریتم ندارن.
جدیدا همه حرفامون شده دعوا.من خیلی زندگیمونو دوس دارم.دوسدارم شوهرم بهم احترام بذاره قربون صدقم بره.بگه خوشحاله ک من کنارشم ولی تا حالا این حرفایا حرفای مشابهشو ازش نشنیدم.فقط داره غرمیزنه ک مامانت اینجوری گفت بابات اونجوری گفت چرا بهت خونه نمیدن چرا جهازتو فلان جور نمیخوان بدن .هرحرف کوچیک و ی حرف گنده میکنه واسه بحث و دعوا.حتی یذره ام حس نمیکنم ک دوسم داره یا این زندگی براش اهمیت داره.میگم نکنه دیگه دوسم نداره من دارم ب زور خودمو بهش میچسبونم.بهش گفتم هروقت بخواد طلاق میگیریم بی دردسر همه مهریمم میبخشم ولی فک میکنم از ابروش میترسه ک اینکارو نمیکنه.خیلی حالم بده.دوسدارم یکار کنم ب دست و پام بیوفته بگه ک خیلی براش مهم و عزیزم.دوسدارم قبل اینکه دیر بشه ب خودش بیاد.نمیدونم باید چیکار کنم

0
0

باسلام خدمت شما خواهر گرامی.
اولا خانواده های شما قبل از عقد نسبت به هم شناختی رو پیدا کردن و خود شما هم ملاک هایی برای زندگی مشترک برای خود درنظر گرفتید و شرایط متقابل رو پذیرفتید. ثانیا شما وقتی عقد کردید محرم هم هستید و سخت گیری بیش از حد باعث ایجاد دلسردی وبهانه گیری طرف مقابل میشه. احترام دو طرفست.
زوجین باید احترام متقابل و عشق درونی رو به همدیگه ابراز کنند. شما با شناختی که نسبت به ایشون دارید باهاش صحبت کنید درمورد زندگی مشترک و بحث جهاز و خونه و غیره مسائل فرعیه ولی طرف اگه هدفش مسائل مادی باشه با صحبت میتونید به نیتش پی ببرید. هیچوقت انتظار نداشته باشید همسرتون به دست وپای شما بیفته. کاری کنید عاشقتون باشه.

نمایش 1 نتیجه
پاسخ شما

لطفا جهت ثبت ابتدا یا ثبت نام کنید